آوینی کجاست تا ببیند پسرش چه فیلم هایی می سازد؟ شهید آوینی غیر از تصویر برداری از میدان جنگ و ساخت مستند های خیره کننده "روایت فتح " کارهای دیگری هم می کرد . یک تئوریسین تمام عیار فرهنگی بود و سخت به خودی و غیر خودی معتقد . او منتقد بود . منتقد سینمای غیر خودی اما اگر زنده بود روزهایی عجیب تر می دید . او که با رد فیلم هامون و شب های زاینده رود و نوبت عاشقی مخلباف را در خدمت اهداف لیبرالیسم می دانست و می گفت همه جهان سومی ها یک هامون دارند و ...،حتما اگر بود با شرایط بغرنجی مواجه می شد . چند روز پیش در خانه دوستی ، بودیم و پیشنهاد داد فیلمی ببینیم . فیلم متعلق به پسر شهید آوینی بود و همین نام از پدر مانده کافی بود تا جمع ۱۲ نفری همه دست از سر و صدا بردارند و به تماشای فیلم بنشینند . پسر آوینی یا بهتر بگویم خود آوینی در این فیلم نمادهایی داشت عجیب . کافی شاپ ، بودا ، پسرهایی که دنبال تور کردن دختر هستند ، فال قهوه ، سگ و ... . یکی از بچه ها که به تازگی از آمریکا آمده بود تا نیمه های شب مبهوت مانده بود و دائم می پرسید واقعا این فیلم را پسر شهید آوینی ساخته ؟ چقدر متفاوت . گفتم مگه کارخانه آدم سازی است که همه شبیه هم بشوند . گفت ولی قرار نیست یا باور پذیر نیست این قدر هم متفاوت از هم باشند . این فیلم کوتاه داستان دو پسر را روایت می کرد که حوصله شان بدجوری سر رفته و یکی از آن ها از ماکارونی یا همان اسپاگتی که خردیده اند تا بخورند اصلا راضی نیست . در فضای مدرن یک کافی شاپ نشسته اند و صحبت می کنند . دختری با سگش وارد می شود . یکی از پسرها که کمتر از دوستش ناراضی است می گوید می خواهی مخش را بزنم بیارمش این جا بنشیند ؟ میگه آره اگه نیامد بهش بگو که دوستم برات فال قهوه می گیره . پسر میره و با همین ترفند دخترته را میاره . او که اصلا بلد نبوده فال بگیره یک سری چرت و پرت سر هم میکنه و بعد به دختره میگه باید در زندگیت عکس عمل کنی . مثلا اگه ماشین بهت بزنه در آخرین لحظه زندگیت به عکس جهت حرکتت پرت میشی و می فهمی باید عکس عمل می کردی . دختره میره . پسرها دارن بهش می خندن که از شیشه کافی شاپ می بینیم ماشینی به دختر زد و فرار کرد .
|
+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 | موضوع: |