تبليغاتX
محاق
نوشته های یک روزنامه نگار
 تاریخ
می پرسن مشکل ترافیک چرا حل نمیشه . مسئولی که طرف این سئواله نگاه عاقل اندر سفیهی می اندازه و میگه . ببینین ما از سال ۸۵ اقداماتی را انجام دادیم و تا این اعتبارات بخواد به نتیجه برسه طول داره .

می پرسن تورم چرا این قدر بالا رفته . مسئول محترم جواب میده البته ما برنامه هایی را برای کنترل اون داریم . از سال ۸۵ شروع کردیم به اقداماتی نظیر ... و ...

می پرسن ؟ چرا فلان طرح عمرانی تمام نشده است : مسئول محترم تر میگه اقداماتی را ظرف دو سال اخیر به انجام رساندیم .

طرف میره درباره مفاد بودجه سال آینده مصاحبه گنه طوری حرف میزنه که انگار اولین باره در این مملکت داره بودجه حسابی نوشته میشه و میگه که طرح هایی داریم برای کنترل نقدینگی و بالا بردن قدرت خرید مردم و ...

نمی فهمم بالاخره این مملکت به روایتی ۱۰ هزار سال و یا به روایتی ۳ هزار سال تاریخ داره یا دوسال ؟

این مشکل دولت فعلی نیست . هر دولتی که در ایران روی کار می آید انگار باید از صفر شروع کنه . انگار تا قبل از اون دولت نبوده و این ها اولین کسانی هستند که در تاریخ ایران زمین به مشکلات پی برده اند و قصد دارند اون را با برنامه ای همه جانبه حل کنند . البته تاریخ مصرف دولت ها هم در ایران مشخص است . پس از طی یک دوره هشت ساله ، اگر خوش شانسی باشه و یا چهار ساله اگر بد شانسی باشه ، آن هخ برای هیات حاکم دولت ها کنار می روند و جای خود را به دولت بعدی که غالبا هم از طیفی متفاوت از طیف دولت حاکم توسط مردم انتخاب می شود ، می دهند . انگار در این کشور هر مدیری سر کار میاد باید از نو شروع کنه و عقل و درک و شعور مدیر قبلی خودش را در حد صفر فرض کنه .حالا خوشحال باشیم از این جمهوری دائما در تغییر یا ناراحت نیم دانم . فقط تجربه ای که در این سالها کار خبری به دست آورده ام به من میگه که در ایران تاریخ خیلی کوتاهه . عمرش حداقل چهار سال است یا خیلی باشه  هشت سال .

|+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | موضوع: |
 استخر و سونا ، بلای جان اقتصاد و سیاست و فرهنگ و ... در ایران
مصاحبه دیشب رییس جمهور محترم را که دیدید ؟ واقعا چقدر استخر و سونا در این مملکت اهمیت بالایی دارند . هر اتفاق بدی می افتد زیر سر این استخر بروها و سونا برو هاست . پیشنهاد می شود برای پایین نگه داشتن قیمت مسکن و جلوگیری از بروز اتفاقاتی نظیر ... و ... از فعالیت استخرها و سوناها خصوصا در مناطق شمالی شهر تهران جلوگیری به عمل آمده شود .
|+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | موضوع: |
 خشونت
روز سختی بود . صبح زود راهی شدیم . به مقصد روستایی حوالی ساوه برای دیدار با خانواده منصور . نوجوانی که در نزاعی بر سر هیچ و پوچ جان خود را از دست داده بود . ما برای طلب بخشش می رفتیم اما می دانستیم که کاری سخت و روزی به یاد ماندنی در پیش داریم . باور نمی کنید که الان فکر می کنم سال ها پیش بود که با مادر منصور صحبت می کردم و از او می خواستم که ببخشد . هم برای پسر خودش که از دست رفت و هم برای محمد لطیف که از دست نرود . در راه برگشت فقط و فقط به این مساله فکر می کردم که آیا اگر محمد بخشیده شود فقط زنده می ماند یا می تواند زندگی کند . آقای مجابی صحبت های مفصلی کرد و توضیحاتی داد که فکر می کنم بسیار تاثیر گذار بود . خشونتی که دامان خانواده منصور را گرفته ، خشونتی نیست که فقط محمد و امثال محمد موظف به پس دادن حساب آن باشند . جامعه از خشونتی پنهان و آشکار رنج می برد و همه امید ما به این است که بتوانیم از ریختن خون های بیشتر جلوگیری کنیم . علاج این واقعه نه اعدام محمد است و نه با اعدام نشدن او مشکلات حل می شود . تنها چیزی که مد نظر است این است که راهی بیابیم برای جلوگیری از تکرار این حوادث . پدر منصور صحبت کرد . هم از سوی خودش و هم از سوی همسرش که گاه و بیگاه در میانه صحبت ها اشک از چشم می زدود .

راهی نیافتیم برای تسکین آلام آنها اما فکر می کنم این جلسه و این صحبت ها بی نتیجه نبود . خانواده منصور خانواده محترمی بودند که درگیر شرایطی بسیار سخت و تکان دهنده شده اند . اما وقتی بیرون می آمدیم همه فکر ما این بود که اگر محمد بخشیده شد راهی بیابیم برای بازگرداندن او به زندگی . فعلا طرحی در ذهن داریم برای این که هر کدام از این جوانان که نجات یافتند را با معرفی به روانکاوان ، تحت پوشش روان درمانی قرار دهیم تا بلکه بتوانند زندگی کنند و فقط زنده نباشند . آسیبی که در این سال ها به محمد و خانواده وی رسیده است نیز کم آسیبی نیست . نمی توان به سادگی قضاوت کرد . گویا هفتاد پرونده این چنینی هست . پرونده هایی که به قتل های زیر هجده سال اختصاص دارد و با رسیدن قاتل به هجده سالگی حکم اعدام باید جاری شود . فکر می کنید راهی پیدا می شود ؟

|+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در جمعه بیست و سوم آذر 1386 | موضوع: |
 
به بیان موضوعی می اندیشم

که قابل بیان نیست

چه کسالت بار است

شنیدن آنچه را که

می دانی .

عباس کیارستمی ،کتاب گرگی در کمین

|+| نوشته شده توسط زهرا علی اکبری در یکشنبه هجدهم آذر 1386 | موضوع: |
 
 
بالا